قدرت داستان سرایی در بازاریابی

قدرت داستان سرایی در بازاریابی

1 1 1 1 1

موضوعی که بارها در دنیای امروز بازاریابی مطرح شده. داستان سرایی چیست؟ خیلی ساده، داستان سرایی (در زمینه بازاریابی) هنر پیوند دادن داستان های قوی با نشان تجاری شماست. بخش جالب داستان سرایی، گوناگونی آن است؛ یک داستان می تواند از هر بخش نشان تجاری شما گفته شود: ساختار آن، کمپین های بازاریابی، تجربه کاربر یا از هر هدف دیگر.

داستان سرایی مفید و مؤثر است. مطالعات نشان داده که مغز انسان اگر از طریق احساس قوی به چیزی متصل باشد، اطلاعات را عیناً در خود نگهداری می کند. اگر من از شما سؤال کنم که «۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کجا بودید؟»، مطمئن هستم ۹۵ درصد شما به طور روشن آن خاطره را به یاد خواهید آورد.

 

شاید فکر کنید که خودستایی و چشمگیر بودن جایی در تبلیغات و برندینگ ندارد، بنابراین به شما پیشنهاد می کنیم که حتماً مقاله زیر را بخوانید تا متوجه بشوید که چندان هم عقیده شما درست نیست:

 چشمگیر باشید!

 

داستان سرایی در سطوح مختلف کسب و کار

مسئله داستان سرایی و قدرت آن این است که می تواند در سطح کوچک و بزرگ بیان شود. وقتی که بازاریاب آن را مناسب ببیند می تواند مورد استفاده قرار گیرد. اجازه بدهید توضیح دهم که برای هر مقوله چگونه می تواند به کار رود:

چیزی که در مورد داستان سرایی و قدرت آن وجود دارد این است که می توان آن را در یک سطح خرد و کلان بکار گرفت برای مثال، می تواند برای یک کمپین بازاریابی ویژه، برای یک وب سایت، برای یک محصول ویژه با برای هر کالای بازاریابی که نشان تجاری شما تولید می کند مورد استفاده قرار گیرد.

یک مثال عالی از داستان سرایی، در یک سطح کوچک مقیاس، یک آگهی گوگل است که برای موتور جستجوی شان تولید شده است. گوگل یک فیلم کوتاه ۳ دقیقه ای درباره مردی در هند تهیه کرده که در آن به نوه اش درباره دوست عزیز دوران بچگی اش می گوید. سپس زن منحصراً از موتور جستجوی گوگل برای پیدا کردن آن دوست استفاده می کند و ترتیب یک ملاقات می دهد. به کارگیری از موتور جستجوی گوگل و هدف و احساسات قوی به درستی ارتباط برقرار کرد. اگر می خواهید این آگهی را خودتان تماشا کنید عبارت " جستجوی گوگل: تجدید دیدار " را جستجو کنید.

مثال قدرتمند دیگر از داستان سرایی نشان تجاری "کوچک" فيلم لگو است. این حرکت بازاریابی به عنوان یکی از شاهکارهای عالی داستان سرایی که تا به حال تهیه شده به حساب می آید. لگو در تبلیغ محصولاتش در آنچه واقعا یک آگهی تجاری ستوده شده بود، موفق عمل کرد. در رأس آن، مشتریان برای دیدن آن هزینه پرداخت کردند. به طور قطع از این نظر که مشابه یک آگهی نبود، موفق عمل کرد. فیلم نه تنها در رسیدن به مخاطبین هدف خود (خانواده) موفق عمل کرد، بلکه یک ارتباط احساسی نیز با آنها برقرار کرد.

 

تبلیغات، بازاریابی و برندینگ تنها محدود به فعالیت های بصری نمی شود، گاه تاثیر یک آهنگ یا صدا به مراتب در تبلیغات و برندینگ بیشتر از تصویرهای گوناگون است. برای مطالعه بیشتر در این زمینه، مقاله زیر را بخوانید:

صدای برند

داستان سرایی در فضای دیجیتال

هنگامی که برای پیشرفت داستان سرایی در یک سطح کوچک نشان تجاری خود نگاه می کنید، یک روش برای جلا دادن نشان تجاری شما صفحه "درباره ما" در وب سایت (یا هر محدوده دیگر که یک "درباره ما" دارد) خواهد بود، ویدئوی کوتاهی که کمپانی و اهداف آن را توصیف می کند می تواند ساخته شود، سپس به رسانه های مجازی و وب سایت نشان تجاری فرستاده شود. داستان سرایی می تواند در هر نوع بازاریابی اجرا شود، بنابراین از خودتان بپرسید: «این رسانه چگونه می تواند سبب وقوع یک "کشش" احساسی و جالب در مشتریان من شود؟»

داستان سرایی در یک سطح بزرگ همان استفاده از داستان سرایی در تمامی جنبه های نشان تجاری شما است. به جای استفاده از داستان ها برای ارتقاء نشان تجاری خود، باید داستان هسته اصلی نشان تجاری شما را نشان دهد.

 

گاهی تبلیغات پیچیده تر از آن است که با آن درگیریم! برخی از برندها اقدام به نوعی از تبلیغات به نام "تبلیغات زیر حسی" می کنند تا با ضمیر ناخودآگاه ما ارتباط برقرار کنند و به نوعی ما را وادار به خرید کنند. اگر می خواهید اطلاعات بیشتری در این زمینه بیابید، مقاله زیر را بخوانید:

 تبلیغات زیر حسی

نمونه های موفق داستان سرایی

یک مثال مهم برای داستان سرایی نشان تجاری بزرگ، کدبری (Cadbury) است. کدبری یک شرکت تولید شکلات انگلیسی است. آنها داستانشان را از طریق هر محلی که می توانستند منتشر کردند: آگهی های تلویزیونی، وب سایت ها، تورهای کارخانه و حتی در پارک ها. به جای ایجاد داستان های تخیلی مانند آنچه بسیاری از شرکت ها انجام می دهند، آنها تصمیم گرفتند از داستان خودشان استفاده کنند؛ انجام این کار ، برای برند کدبری اصالت را به ارمغان آورد و این احساس را به مردم القا کرد که واقعا از یک شرکت مهم خرید می کنند: یک تکه " واقعی " از تاریخ!

شرکت والت دیزنی نشان تجاری دیگری است که از داستان سرایی در تمام شبکه های خود برای رشد نشان تجاری اش استفاده می کند. کارکنان خدمات مشتری از نام های شخصیت های Disney برای هجی کردن استفاده می کنند (M به عنوان Mickey) برای اینکه مشتریان احساس کنند هنوز بخشی از جادوی والت دیزنی هستند.

 

در تمامی مراحل تبلیغات و بازاریابی و حتی برندینگ، شبکه های اجتماعی - با توجه رشد افزونشان - بستری مهم و اساسی قلمداد می شود. برای اطلاعات بیشتر به مقاله زیر مراجعه کنید:

چرا باید در کسب و ‌کار های اینترنتی از شبکه ‌های اجتماعی استفاده کرد؟

داستان سرایی باید چگونه باشد؟

برای داستان سرایی دقیق، ترکیبی از فعالیت های بزرگ و کوچک باید اتخاذ گردد. داستان شما بایستی با ثبات باشد و باید در سراسر نقاط اتصال تقسیم شود. از خودتان بپرسید: آیا این استراتژی به داستان سرایی نشان تجاری من کمک می کند؟ آیا به مشتریان من در مورد تجربه داستان کمک می کند؟ مطمئن شوید که اغلب بررسی ها انجام شده است، به این صورت، به روز شدن یا اضافه شدن به نقاط اتصال مختلف می تواند تکمیل شود. با این روش، تمام تعاملات مشتری شما پیغام اصلی یکسانی خواهد داشت.

اگر شما می خواهید ارتباط احساسی، وفاداری و فروش با مشتریان فعلی و آتی را ارتقا دهید، داستان سرایی راه آن است. چه در سطح کوچک، چه در سطح بزرگ، یا هر دو، این چیزی است که می تواند جهت سودآوری به کار رود.

هر چه داستان خود را با مشتریان خود به اشتراک بگذارید، نشان تجاری شما بیشتر رشد خواهد کرد. از اینکه تلخ و زننده باشید، نترسید!