تنبلی و من، چی می گی محاله، قسمت اول

1 1 1 1 1

تنبلی و من، چی می گی محاله

تنبلی و کاهلی دلایل عدم موفقیت

 

دوست عزیز من درود مرا مثل همیشه پذیرا باشید، آیا شما هم جز آن دسته هستید که دوست دارید زندگی‌تان تغییرات شگرفی بکند و حالت‌های زیر برای شما اتفاق می‌افتد:

1- می‌خواهید شروع کنید ولی نمی‌دانید از کجا باید این کار را آغاز نمایید؟

2-  فکر می‌کنید دنیای شما با توجه به محدودیت‌های شما برای شما شکل‌گرفته و تلاش خود را بی‌ثمر می‌دانید؟

3- تمام نیازهای خود را وابسته به یک مورد می‌دانید و چون آن‌یک مورد نیز ندارید، فکر می‌کنید نمی‌شود که نمی‌شود؟

4- هنگامی‌که تصمیمی را می‌گیرید خود را بیش‌ازاندازه درگیر جزییات می‌کنید و درنهایت راهی به‌جز انجام ندادن ندارید؟

5-  همیشه خود را آن‌طور که می‌پندارید نمی‌بینید؟

6- اصلاً نمی‌دانید کدام عوامل برای شما اولویت‌دارند و چگونه می‌توانید آن‌ها را در درون خود زنده کنید؟

7- فکر می‌کنید فرصت‌های زندگی‌تان از کودکی توسط پدر و مادرهای شما ندید گرفته‌شده‌اند؟

8- دوست دارید فرزندتان به بهترین جایگاه‌ها برسد ولی هنوز خودتان نمی‌دانید کدام راه صحیح است؟ چون نمی‌توانید موضوعات پیرامون خود را تجزیه‌وتحلیل کنید و آینده آن کار را لمس نمایید؟

9- در زندگی‌تان در دوراهی‌های Xزندگی‌تان نتوانستید مشکلات را به‌خوبی حلاجی کنید و دائماً به بیراه رفته‌اید و درنهایت از خودتان رضایت ندارید؟

10-  به علت اینکه هیچ‌گاه شغل مورد دلخواه خود را پیدا نکرده‌اید ، همچنان در جهت رشد خود انگیزه لازم را به دست نیاورده‌اید؟

در ابتدا بیشتر بدانید

این سؤالات سؤالاتی ست که ادامه دارد و من به‌عنوان یک مشاور و دوست می‌خواهم شمارا در ترسیم درست و واقع‌گرایانه آن به شما کمک کنم، در ادامه این مقالات که در چند سری برای شما آماده گردیده است با من همراه شوید، و مرحله‌به‌مرحله با من پیش‌آیید، در تمام‌مسیر من کنارتان هستم و شمارا با سؤالات زیاد به چالش می‌کشم؟

و از شما می‌خواهم جواب‌هایتان را در هر مرحله برای من ارسال نمایید تا بتوانیم مسیر را درست پیش برویم، مسیر موفقیت شما راهی نیست که توسط دیگران تا به این لحظه طی شده باشد، و این مسیر برای شما منحصربه‌فرد است، همان‌طور که همه ما انسان‌ها یک اثرانگشت واحد به خودمان راداریم، و هیچ‌کسی در هیچ جای دنیا پیدا نمی‌شود که اثرانگشت ما را داشته باشد، مسیر موفقیت شما هم برایتان منحصربه‌فرد است، شما می‌توانید یکسری اصول را بیاموزید و برای آن چیز که خودتان را به وجد می‌آورد تلاش کنید، ولی نمی‌توانید فقط با یادگیری بسیاری از مسائل توسط اساتید و شرکت در همایش‌های بزرگ می توانید مسیرتان را بی یابید، و منتظر بنشینید با یکسری تغییرات کوچک به نتایج بزرگ برسید!!

همه این چیزها لازم و ملزوم یکدیگرند، شما باید یاد بگیرید و چیزهایی که یاد می‌گیرید در کل مسیر به پیشرفت شما کمک می‌کند، ولی با داشتن یک عامل در کوله‌بارتان نمی‌توانید به مسیرتان ادامه دهید و بعد از مدت کوتاهی از مسیرتان خارج می‌شوید، من به‌عنوان کسی که سال‌ها در کار تحقیق و آموزش اصول خلاقیت،موفقیت، مشاور بسیاری از انسان‌ها و سازمان‌های حقیقی و حقوقی بوده‌ام، نکاتی را یاد گرفته‌ام که شما نیز با یادگیری آن‌ها می‌توانید مسیرتان را برای خود قابل‌لمس کنید، و شروع راحت‌تری داشته باشید.

و مهم‌ترین اصلی که همیشه بر آن مصر بوده‌ام آن است که هیچ‌گاه آن‌قدر وقت ندارم که آن را با تقلید از دیگران هدر بدهم، و همیشه حتی در تولید محتوا، نگرش ، و ایجاد تغییرات در زندگی خودم و دیگران ، راه دیگران را طی نکرده‌ام، از نکات مثبت و منفی آن‌ها درس گرفته‌ام، ولی هرگز نخواسته‌ام با خواندن چندین عنوان مقاله و یا کتاب، مفاهیمی را به دیگران آموزش دهم که در رسم چشم‌انداز زندگی خودم  ناملموس بوده و نمی‌توانم از آن استفاده کنم، هیچ‌گاه دنبال این نبودم که زندگی شهابی داشته باشم، یعنی در یک مقطع در اوج باشم و بتوانم سود و درآمد و یا زندگی لذت بخشی را برای خودم شروع کرده باشم ولی زمان آن بسیار کوتاه‌مدت باشد.

و برای این است که همیشه کلاس‌ها و دوره‌های من در طول یک سال بسیار کم است و دائماً در حال پیدا کردن نگرش‌های جدید می‌باشم، و توانستم در این مدت از زندگی خودم، چندین مدل جدید بازاریابی، مدل تفکری جدید، و دوره‌هایی جدید را به نام خودم به ثبت برسانم، این به خاطر این است که با تقلید درنهایت من فقیر می‌شوم درحالی‌که ممکن است دیگران مرا این‌گونه نبینند، ولی چیزی که برای همه ما مطرح است رضایت از خودمان است.

 

کاهلی و تنبلی دلایل عدم موفقیت

 

 و این اولین قدم  برای رسم یک چشم‌انداز قابل‌لمس برای زندگی‌تان است، قرار گیری د مسیری که منحصر به شماست، و شما می توانید با کسب تجربه های یگران در امور مشابه به ادامه راهتان امیدوار باشید ولی نمی توانید از تجربه های آنها تقلید کنیدو قرار نیست به هیچ‌کس به‌جز خودتان اعتماد بکنید، این موضوع را که این بار هم بنشیم وقت بگزارم درنهایت هیچی، را کنار بگذارید، بعضی از کارها اگر صرفه مادی نداشته باشد، بازهم شما برنده‌اید، این مهم  است که حداقل چیزهایی را یاد گرفته‌اید، برای اینکه بدانید آتش‌فشان درونتان با چه چیزی روشن می‌شود؟ لازم است ببینید که آن چیزی که می‌خواهید چه نیازی از شمارا برآورده می‌کند، به نظر من هر واژه ای مانند پول، سرمایه، زندگی، فرزند، و همه واژه‌های زندگی ، یکی از شش نیاز اساسی ما را برآورده می‌کند، و  مرحله بعدی آن است که طبق متد پرسشگرانه من، که به شما می آموزم، بتوانید  به آن‌ها جواب دهید، این را در تمام دوره‌های خلاقیت و مهندسی خلاقیت و آغاز گری در مدار زندگی به مخاطبانم آموزش می‌دهدم، و همین است که آن‌ها بعد از پایان این دوره دچار تغییرات شگرف نگرشی می شوند و به‌عنوان کسانی که در درونشان گنجی را پیدا می‌کنند و دیگر حاضر نیستند آن را از دست بدهند، عمل می‌کنند، دیگر نمی‌توانند روی واقعیت وجودشان سرپوش بگذارند، شما هم می‌توانید برای کسب اطلاعات از این دوره‌ها و نحوه ثبت‌نام ، و مهم‌ترین اصل زندگی‌تان هر چیزی که می‌خواهد باشد، پول ،سرمایه، لذت از مدار زندگیتان ، اینجا را کلیک کنید، و مطمئن هستم چیزی را در خودتان به دست می آورید که بدون آن نمی توانید به زندگی تان ادامه دهید.

فقط این را بدانید که من کسی از آن‌ها نیستم که با تفکر مثبت، می‌خواهند ذهنتان را از بینشی اشتباه درباره جهان انباشته کنند، من به هوش اعتقاددارم.باید همه‌چیز را همان‌طور که هست(نه بدتر)ببینید، اگر به دنیا بدتر ازآنچه هست نگاه کنید، بهانه‌ای به دست می‌آورید که هیچ کاری نکنید

اول بگذارید در مورد شش نیاز اساسی که شما می‌توانید برای جستجو در آن خودتان را به چالش بکشید باهم صحبت کنیم:راه‌اندازی کسب‌وکار، ازدواج، خانواده‌دار شدن،سفر دور دنیا یا هر شرایط آرمانی که در پی‌اش هستید، فقط بامغزتان دارید یکی از شش نیاز انسانی را انجام می‌دهید.

این شش نیاز اساسی باعث عملکرد خوب انسان می‌شوند، باعث می‌شوند تمام رفتارها انسانی و جهانی شوند.این نیازها در پس‌کارهای دیوانه‌واری هستند که بقیه‌ی آدم‌ها انجام می‌دهند و در کارهای خوبی ست که ما انجام می‌دهیم، همه‌ی ما این شش نیاز راداریم، ولی اینکه چگونه به آن‌ها ارزش می‌دهیم و با چه ترتیبی به آن‌ها رسیدگی می‌کنیم، بستگی دارد به سبک زندگی‌مان، چرا درک این شش نیاز انسانی تا این حد مهم هستند؟ خوب اگر،می‌خواهید ثروتمند شوید، باید بدانید واقعاً دنبال چه چیزی هستید، و ثروت را برای چه می‌خواهید.می‌خواهید از ثروت برای احساس اطمینان و امنیت استفاده کنید؟می‌خواهید ثروتمند شوید و خود را فردی خاص و منحصربه‌فرد کنید؟یا می‌خواهید حس کمک به بقیه را در خودتان داشته باشید و کاری برای بقیه انجام دهید که قبلاً نمی‌توانستید انجامش دهید؟ یا شاید هم همه موارد بالا؟

اگر مهم‌ترین نیاز زندگی‌تان را اطمینان بدانید، جهت حرکت و نحوه‌ی رفتارتان در روابط، کسب‌وکار و مسائل مالی فرق می‌کند باکسی که عشق  را نیاز شماره‌ی یک خود می‌داند.اگر عمیق‌تر شوید، می‌بینید چیزی که دنبالش هستید اصلاً پول نیست، آنچه واقعاً دنبالش هستید چیزی ست که فکر می‌کنید پول قرار است به شما بدهد.

 

1-اولین نیاز انسان، نیاز به اطمینان است.

تنبلی و کاهلی دلایلی برای عدم موفقیت

این نیاز برای احساس تحت کنترل داشتن زندگی ست و دانستن چیزی ست که قرار است اتفاق بی افتد تا احساس امنیت به ما بدهد، این نیازی برای آسایش اولیه ، دوری از درد  و استرس و ایجاد لذت است، برایتان مهم است، نیاز  به اطمینان، مکانیسمی ست برای بقا.این نیاز روی میزان ریسکی اثر می‌گذارد که حاضریم در زندگی، کار، سرمایه‌گذاری و روابطمان انجام دهیم. هر چه قدر نیاز به اطمینان در شما بالاتر باشد، میزان ریسکی که مایلید انجام دهید و ازنظر احساسی می‌توانید تحمل‌کنید، کمتر خواهد بود.

به‌هرحال این نیازی ست که میزان ریسک‌پذیری‌تان بر اساسش مشخص می‌شود، ولی اگر به‌طورکلی و همیشه مطمئن باشید،چه چیزی و چطور و چی پیش خواهد آمد؟ اگر بدانید چه اتفاقی قرار است بیفتد و آن اتفاق کی و چه جوری قرار است رخ دهد، اگر قبل از حرف زدن مردم می‌دانستید که می‌خواهند چه بگویند چه احساسی داشتید؟

اول، احساس خارق‌العاده خواهید داشت، ولی درنهایت چه؟ به‌شدت خسته و بی‌حوصله می‌شوید!

2- نیاز دوم: اطمینان نداشتن/ تفاوت

 

کاهلی و عدم دسترسی به موفقیت

 

خداوند عالم با درایت بی‌نهایت خود دومین نیاز انسانی را که اطمینان نداشتن است به ما بخشیده است، ما به تفاوت احتیاج داریم، سورپرایز و شگفتی و تفاوت می‌خواهیم.

بگذارید سؤالی بپرسم:

سورپرایز شدن را دوست دارید؟

اگر جوابتان مثبت باشد، دارید  با خودتان شوخی می‌کنید.شما شگفتی‌هایی را دوست دارید که می‌خواهید.آن‌هایی را که دوست ندارید به نام << مشکلات>> می‌شناسید. ولی بااین‌حال برای قدرت نهایی در زندگی به آن احتیاج دارید.شما نمی‌توانید بدون داشتن مشکلی در زندگی به پرورش جسمی و شخصیتی خود بپردازید. من همیشه جمله‌ای نوستالژیک در این مورددارم، می‌بازم ، می‌بازم، می‌بازم، خوب بباز می‌میری، پس وقتی نمیری یعنی زنده‌ای و برای همین به دنیا آمده‌ای، و با گفتن این جمله آدرنالین مبارزه را در خون خودم به جریان می‌اندازم، می‌دانید، نکته بسیار مهمی که حائز اهمیت است این است که ما هیچ‌گاه در زندگی نمی‌بازیم، و شکست معنا ندارد، شکست از دست دادن فرصت‌هایی ست که ما در زندگی اجازه دست‌یابی به آن را به دیگران داده‌ایم.و چون استراتژی درستی در زندگی‌مان نداریم، خودمان را دائماً در حال تهدید می‌بینیم که از طرف دیگران به ما تحمیل‌شده است.

و این موضوع را بدانید که سه زمان گذشته، حال، آینده مربوط به حالت جسمانی ماست، ولی ذهن ما فقط در دو زمان سیر می‌کند، یکی گذشته، دیگری آینده، ازنظر من هیچ زمان حالی وجود ندارد، یعنی انسان‌هایی که دلشان را به زمان حال خوش کرده‌اند درواقع وجود واقعی ندارند، آن‌ها در افسانه‌ها و آرزوهایشان سیر می‌کنند، باور کنید درست است، یک نگاه منطقی به خودتان بی اندازید، همین‌الان که در حال خواندن این مقاله هستید ، در ثانیه‌ای قرار دارید که برای یک ثانیه بعدی‌تان گذشته است، و دائماً در حال تکرار این حالت در زندگی‌تان هستید، این جمله مرا به ذهنتان بسپارید، گذشته دیروز، روزهای گذشته ، یا حتی سال گذشته نیست، گذشته همین یک ثانیه فعلی‌تان است که برای یک ثانیه دیگرتان گذشته محسوب می‌شود، دوست دارید این‌یک ثانیه هم به حسرت‌ها و ناامیدی‌های زندگی‌تان ملحق شود، یا چیزی باشد که به آن افتخار کنید.

3-نیاز سوم، اهمیت

تنبلی و کاهلی دلایلی برای عدم موفقیت

 

سومین نیاز، اهمیت است؛ همان چیزی که همه نیاز داریم خود را مهم، ویژه، منحصربه‌فرد و موردنیاز احساس کنیم.بعد، چگونه بعضی‌های ما تبدیل می‌شویم به آدم‌های مهم؟می‌توانید این کار را با به دست آوردن میلیاردها تومان یا جمع کردن مراتب آکادمیک و درنتیجه متمایز کردن خودتان از بقیه با کارشناسی ارشد و دکترا انجام دهید، یا با افزایش فالوور در صفحه‌های اجتماعی‌تان. بعضی‌ها این اهمیت را با تاتو کردن و پریسینگ هایی روی بدنشان انجام می‌دهند که شاید بخواهیم خیلی راجع به آن بدانیم. ولی حتی شما می‌توانید با داشتن مشکلات بیش‌تر و بزرگ‌تر نسبت به بقیه هم این اهمیت را به دست آورید،داستان یک شخصیت عروسکی محبوبتان را به یادتان می‌آورم، آقای همساده!!!!! یادتان آمد،  و حتماً که شما می‌توانید با معنوی‌تر بودن( یا تظاهر به آن) رفع کنید.

متأسفانه یکی از سریع‌ترین روش‌های مهم شدن که هیچ هزینه‌ای هم ندارد و آموزش خاصی هم نمی‌خواهد، از طریق خشونت است، اگر کسی تفنگی بگذارد روی سر شما، در عرض چند ثانیه تبدیل می‌شود به مهم‌ترین فرد زندگی‌تان؛درست گفتم؟

خرج کردن زیاد می‌تواند به شما احساس اهمیت بدهد، ولی این حس باکم خرج کردن هم به دست می‌آید، همه‌ی ما آدم‌هایی را می‌شناسیم که همیشه از چک‌وچانه زدن‌هایشان تعریف می‌کنند و با آن کار احساس خاص بودن می‌کنند.بعضی‌ها که خیلی ثروتمند هستند با پنهان کردن ثروتشان این اهمیت را به دست می‌آورند.این نیاز همان چیزی ست که من در بخش روزهای کسب و کار ( آغاز گر باشید)، در وب‌سایت بر رویش تمرکز کرده‌ام و به شما ثابت می‌کنم با این عنصر با دست‌خالی ، چگونه پولدار شوید، و این حس را به مردم دهید، ولی قبلش یک پیش‌نیازی دارد که بتوانید برای ایجاد و خلق ایده‌های نوآورانه به من متکی نباشید، باید حتماً، دوره‌های پیش‌نیاز را گذرانده باشید، یک نگاه ساده، حسی پول‌ساز و ذهنی فرصت بین به‌جای ذهنی تهدید بین، من این کار را با شما می‌کنم.

4-نیاز چهارم: عشق و رابطه

تنبلی و کاهلی دلایلی برای عدم موفقیت

چهارمین نیاز اساسی، عشق و رابطه است.برای زنده ماندن شما علاوه بر چیزهای مهم دیگر به یک عنصر حیاتی و غیرقابل‌دیدن نیاز دارید، اکسیژن، عشق برای زندگی مانند  اکسیژن است ، چیزی ست که همه‌مان می‌خواهیم و به‌شدت نیاز داریم.وقتی کاملاً عشق بورزیم، احساس زنده‌بودن می‌کنیم، ولی اگر عشق را از دست دهیم، درد و رنج بسیار زیادی را باید تحمل‌کنیم.شما می‌توانید آن حس عشق و ارتباط را از طریق صمیمیت، دوستی، دعا یا قدم زدن در طبیعت به دست آورید،اگر هیچ‌کدامشان عملی نشد می‌توانید حیوان خانگی داشته باشید. اولین و مهم‌ترین عامل در ساخت زندگی‌تان، کسب‌وکاری موفق این است که باید عاشقش باشید، ولی چرا عشق این‌قدر مهم است؟ و چگونه می‌توانید آن را پیدا کنید، این همان‌جایی ست که سفر شما درراه موفقیت شروع می‌شود،میتوانید برای خرید کتاب برای موفقیت ماهی را به ماهی تابه نه به مغز بچسبانید اینجا را کلیک نمایید

اسم این چهار نیاز اولیه را می‌گذارم نیازهای شخصی، همه ما راهی را برای برطرف کردنشان پیدا می‌کنیم. چه باکار کردن بیشتر، مهم شدن با مشکلات بزرگ یا خلق کردن داستان‌هایی برای عقلانی کردنشان، دو نیاز آخر، نیازهای روحی هستند.کمیاب‌ترند و هرکسی نمی‌تواند برطرفشان کند، وقتی برطرف شوند، واقعاً احساس رضایت می‌کنیم.برای خواندن بخش دوم مقاله اینجا را کلیک کنید

برای کسب اطلاع و نحوه استفاده از این دوره لطفاً با شماره تماس 88608518-021 و 44381637-021 تماس حاصل نمایید.