هدف چیست و چگونه می توان آن را برای خود ترسیم کنیم؟ قسمت دوم

1 1 1 1 1

هدف چیست

در ادامه باید به شما بگویم همۀ ما ،در بالاترین حد، تشنۀ یافتن معنا در زندگی‌مان هستیم.همۀ ما نیاز داریم که در اعماق وجودمان برای خود اهمیتی بیابیم و فکر کنیم با دیگران متفاوتیم.در پیش گرفتن روش زندگی هدف‌دار، فرصتی را برای شما فراهم می‌کند که با گذاشتن نشانی مثبت از خودتان، دیگران را باور سازید.برای اینکه موضوع را برای شما روشن کنم داستان زیبای ماراتن امید را برایتان تعریف می‌کنم:

تِری فاکس

داستان ازاین‌قرار است تِری فاکس کسی است که در هجده‌سالگی متوجه سرطان به نام غده بدخیم استخوان شد، سرطانی که سریع پیشرفت می‌کند و اغلب پاها و بازوان را از کار می‌اندازد، او به‌طورکلی دو انتخاب داشت:

•  ناامید شود و انتظار مرگ بنشیند
•  یافتن چیزی بامعنا که به زندگی او ارزش ادامه دادن بدهد

او راه دوم را انتخاب کرد، هنگامی‌که در بیمارستان دراز کشیده بود، رؤیای دویدن دور امریکا را در سر می‌پروراند.او آن روز با خود عهد کرد که به رؤیایش تحقق بخشد. او با متعهد ساختن زندگی‌اش به انجام دادن کاری متفاوت درراه مبارزه با سرطان،هدفی واقعی برای خود ایجاد کرد.هدف او برای دویدن با یک‌پا، که ماراتن امید نم گرفت، باعث جمع‌آوری میلیون‌ها دلار برای انجام گرفتن تحقیقات در مورد سرطان شد. مقدار نهایی این پول به بیش از 24 میلیون دلار رسید!

تِری جوان چنان هدف بزرگی را در زندگی‌اش کشف کرد که هرروز ازلحاظ جسمانی به تعالی بیشتری رسید.این نیروی هدف، او را به قله‌های افتخارآفرین موفقیت رساند.
با خواندن داستان بالا شاید این شمارا برانگیزد که از خودتان بپرسید:

• من دارم بازندگی‌ام چه می‌کنم؟

•هدف زندگی من چیست؟

• پس‌ازآنکه زندگی‌ام خاتمه یافت چه افسانه‌ای پشت سر خودم باقی خواهم گذاشت؟

 

copydoodle arrows
پرسش‌های مهمی است، به نظرتان این‌طور نیست؟

برای اینکه بتوانیم جواب این پرسش‌ها را به‌درستی پاسخ دهیم ابتدا نیاز داریم تفاوت میان تعیین هدف و داشتن هدفی خاص را مشخص کنیم.

 

هدف چیست

هدف خاص:

هدف خاص شما فراتر از هدف‌های کوتاه‌مدتی است که دارید.آن هدف همان اصل مطلب زندگی ست.مانند چتر گسترده که همه‌چیز را در برمی‌گیرد.

هدف‌های کوتاه‌مدت:

گام‌هایی هستند که شما درراه برمی‌دارید.
داستان‌،تری نوجوانی که سرطان گرفت، هدف اصلی، تِری کمک به از میان بردن سرطان بود.هدف جزئی‌تر تری، جمع‌کردن یک‌میلیون دلار برای تحقیقات علمی در مورد سرطان بود که با دویانش به دور کانادا به تحقق پیوست

زمانی که شما هدف‌های روزانه تا را باهدفی که به‌خوبی مشخص کرده‌اید، تطبیق دهید، از آرامش ذهنی و احساس شگفت‌انگیز زنده‌بودن لذت می‌برید.این امر، این روزها کالای نایاب و کمیابی ست.
سه نکته بسیار مهم زیر به شما کمک می‌کنم هدف اصلی خودتان را فعال کنید:

1- هدف اصلی خودتان را بااستعداد طبیعی‌تان تطبیق دهید

استعدادهای فطری در همۀ ما به ودیعه نهاده شده است.کشف این استعدادها بخشی از زندگی ماست. کار ما اغلب با آنچه می‌توانیم به نحو احسنت انجام دهیم ، مطابقت ندارد.ارزش‌ها و فعالیت‌های ما ممکن است در دو جهت مخالف یکدیگر قرار بگیرند.این پیام‌های درهم باعث می‌شود که انسان به کشمکش و بی اطمینانی درونی دچار گردد.
درواقع این کشمکش‌ها بین خود واقعی‌تان و خود آرمانی‌تان در جریان است.چیزهای بسیاری در طی این تبادل بین خود آرمانی‌تان تا خود واقعی‌تان در رفت‌وآمد است و به‌واقع یکی از پیچیده‌ترین گفتگوها و مذاکره‌های موجود در دنیاست که دانشمندان بسیاری در حال تحقیق بر روی این واقعیت هستند.می‌دانید چرا؟


به دلیل اینکه ما بسیاری از چیزهایی که درباره خودمان می‌دانیم بر اساس تعاملاتی ست که با محیط اطرافمان در حال انجام می‌باشد. مثلاً هنگامی‌که شما مورد تائید دوستان و یا یک غریبه قرار می‌گیرید احتمال بسیار کمی دارد که در مورد خودتان تحقیق انجام نمایید چون احساس بسیار خوبی دریافت داشته‌اید ولی اگر این مورد برعکس اتفاق بی افتد مسلماً شما به تحقیق در مورد اینکه چرا این اتفاق افتاد و چه رفتار بدی انجام داده‌اید که این‌چنین جواب گرفته‌اید خواهید پرداخت به‌خصوص در مواردی که شما این عدم تائید را از شخصی دریافت دارید که موردعلاقه‌تان است.

2- مصمم باشید

بیشتر افراد مسیر مستقیم زندگی‌شان را گم می‌کنند، زیرا به‌آسانی آشفته می‌شوند و تحت تأثیر افراد دیگر قرار می‌گیرند.بنابراین دچار سرگردانی می‌گردند و مانند توپ بولینگ، از این‌طرف به آن‌طرف می‌روند.
زندگی بر اساس هدفتان نیاز به مصمم بودن دارد (عزم انجام دادن)، حال هرچه پیش آید مهم نیست.این کار ضعیف را از قوی و تعلل گر را از مصمم واقعی جدا می‌کند.این کار شور و شوقی ژرف را برمی‌انگیزد و احساس اهمیت داشتن را به وجود می‌آورد.آنگاه شب‌ها، به‌جای آنکه از کارهایی که روزبه‌روز تغییرش می‌دهید و فشار عصبی و هیجان ایجاد می‌کند نگران باشید، با حس کارآمد بودن می‌خوابید.

3- طرز تفکر عادی داشته باشید:

نگذارید که ((من)) ناکارآمد شما، نیت‌های مثبتان را در سای قرار دهد.افرادی که بیشترین و بهترین اثر را بر جامعه دارند، تحت تأثیر ثروت و شهرت قرار نمی‌گیرند. مهمت گاندی،مادر ترزا، و هزاران نفر دیگر که به این اندازه مشهور نیستند، تنها باکارشان رفیق بوده‌اند.طمع و دستیابی به قدرت بخشی از فرمول زندگی هدفمند آنان بوده است.
مطمئناً در این لحظه ممکن است به ذهنتان‌ برسد: (( چه داستان زیبایی، اما درواقع، من تغییر چشمگیری در دنیا ایجاد نمی‌کنم.من آدم سرشناسی نیستم. تقلا برای به انجام رساندن کارها تنها تا پایان ماه طول می‌کشد.))

کشف هدف:

copydoodle arrows


دلیل اصلی که باعث می‌شود برای زندگی‌تان تقلا کنید همین است.هنوز متوجه اصل قضیۀ زندگی‌تان نشده‌اید.یعنی،اهمیت هدف اصلی.


اگر موضوع را دریافته بودید، به زندگی‌تان به چشم ((تقلا))نگاه نمی‌کردید.

به‌عنوان مربی بزرگ‌ترین تلاش و مبارزه‌ طلبی من آن است که مردم را تشویق کنم دریابند این مسئله برای آینده‌شان چه قدر اهمیت دارد.آیا اگر یک دکمه هدف روی سرتان داشتید و هر بار که فشارش می‌دادید هدف واقعی‌تان آشکار می‌شد؟ لذت‌بخش نبود؟ مطمئناً تلاش بسیار بیشتری از این باید انجام داد . در ادامه گام بعدی برای زنده شدن هدف اصلی‌تان را بیان می‌کنم و آن چیزی نیست به‌جز کشف هدف.

همان‌گونه که پیش‌تر گفتیم، بیشتر افراد هدف مشخصی ندارند.برای این‌که به شما یاری دهم هدف خود را کشف کنید،چندین پرسش آزمایشی مطرح کرده‌ایم.که در انتهای بخش آخر مقاله و مقاله بعد می‌توانید آن‌ها را ببینید ولی برای پاسخگویی به این پرسش‌ها، ابتدا بیندیشید.اگر احساس می‌کنید درگیر شده‌اید، و یا در حال تغییر و تحول بزرگی هستید، چند روز مرخصی بگیرید و به‌جای خلوت بروید که می‌توانید راجع به چیزهایی بیندیشید که می‌خواهید در زندگی‌تان انجام دهید.زمانی که در گرداب فعالیت‌های روزانه گرفتارید،گرفتن تصمیمات عالی،ناممکن است.این پرسش‌نامه که توسط دیوید مک نالی که یکی از معروف‌ترین صاحب‌نظران درزمینۀ موفقیت در زندگی شخصی و کاری به شمار می‌آید تهیه گردیده است.او تمرینی شامل ده پرسش حیاتی و مهم که فرمول ((هدف‌هایتان را کشف و بر اساس آن زندگی کنید)) نام دارد.که در انتهای قسمت سوم و آخر مقاله این پرسش‌نامه  که به‌صورت آزمونی برای شما تدارک دیده‌شده است، دسترسی خواهید داشت و می‌توانید به‌طور دقیق میزان هدفمندی زندگی‌تان را در حال حاضر متوجه شوید. ولی قبل از آن باید یاد بگیرید که در صورت نداشتن هدف مشخص، چگونه می‌توانید این مورد را در زندگی‌تان برطرف سازید.

در اینجا چند موضوع بسیار مهم مطرح می‌شود: خواست شما برای تعیین هدف، با تشخیص مهارت‌ها و استعدادهای ویژه‌تان آغاز می‌شود.
چه‌کاری را به نحو احسنت انجام می‌دهید؟
از انجام دادن چه‌کاری واقعاً لذت می‌برید؟

بیشتر افراد در شغلشان راکد می‌شوند.آنان با خستگی کار را به پایان می‌برند و تنها کار را از سرخود باز می‌کنند.بسیار ناامیدکننده است. اغلب، دلیل این رخوت نداشتن تلاش و مبارزه‌طلبی در زندگی بیان می‌شود.کار آنان نیرویشان را درست مصرف نمی‌کند و،درنهایت،به‌جای آنکه انجام دادن کاری ثمربخش باعث رشدشان شود، در کارهایی که نیروهایشان را هدر می‌دهد،گیر می‌افتند.آیا این جریان، وصفِ حال شما نیز هست؟

کار هدفمند به این معنا ست که عمیقاً به کار اهمیت دهید.یعنی،برای انجام کار، احساس اجبار نکنید،بلکه با شور و شوق آن را به انجام برسانید.

Red Hand Drawn Arrows Up
زمانی که باهدف زندگی می‌کنید،احساس متفاوت بودن دارید و نیازی به مشهور شدن در خود احساس نمی‌کنید.می‌توانید تأثیری چشمگیر بر جامعۀ خود بگذارید.وقتی‌که مسیر خود را کشف می‌کنید،عامل مهم دیگر میزان اشتیاقتان است.

سؤال مهم این است: بیشتر اوقات در زندگی‌تان ((باید)) هستید یا ((انتخاب))؟ همان‌طور که پیش‌تر گفتیم، زندگی در موقعیت ((انتخاب)) به شما نیرو می‌بخشد.احساس پرانرژی بودن می‌کنید. و نکته مهم زمانی که بر اساس هدفی بزرگ‌تر از خودمان روزگار می‌گذرانیم،میزان تعهدمان به‌صورت چشمگیری افزایش می‌یابد.وقتی کارتان معنایی تازه می‌یابد،از اهمیت کارهای سطحی و روزمره کاسته می‌شود.
برای آنکه از زندگی بهره کافی ببرید، باید هدف‌های کوتاه‌ مدتتان بر هدفِ بزرگ شما تأثیر بگذارند. اگر تنها روی پول درآوردن تمرکز کنید، بخش عظیم زندگی‌تان، بدون آنکه دریابید، به هدر می‌رود.

در این جا می خواهم از راز بزرگی برای شما پرده بردارم که در هیچ جای دیگر نمی توانید آن را پیدا نمایید، راز بازی خودی ها و گروه حداقلی جامعه، رازی که شما با انجام آن می توانید در دسته حداقلی موفق جامعه قرار گیرید.

underline

برای توضیح ای کار مثالی برای شما می‌زنم که می‌تواند به‌خوبی  بتوانید این موضوع را درک نمایید:

فرض کنیم شما برای شروع کسب‌وکاری جدید و یا هر هدف دیگری در زندگی یک برنامه یک‌ساله بلندمدت نوشته‌اید و در این برنامه شما باید 100 مرحله و یا هدف‌های کوچک را به سرانجام برسانید که بتوانید درنهایت به هدف بزرگ زندگی‌تان دست‌یابید، یعنی برنامه‌ریزی بلندمدت ،100 مرحله‌ای، راستی یک سؤال شما به‌واقع چه زمان‌هایی شروع می‌کنید به برنامه‌ریزی؟ معمولاً قبل از شروع کار، یعنی قبل از اینکه کار را آغاز کرده باشید  درست است؟ و بعد بر چه اساسی برنامه‌ریزی می‌کنید. بر اساس یکسری واقعیت‌ها و توانایی‌های موجودتان، و شرایطی که در زمان حال دارید و بر اساس یکسری حدس و گمان نسبت به آینده!!! درست است. که ممکن است این حدس‌های شما در آینده انجام شود و یا مسائلی برایتان در آینده پیش آید که در لحظه حال برای خود در نظر نگرفته‌اید و اصولاً غیرقابل‌پیش‌بینی باشد. فکر کنم متوجه منظور من شده‌اید، برنامه‌ریزی‌های بلندمدت به مقدار بسیار زیادی وابسته بهحدس و گمان است. حال راه چاره چیست؟

 

هدف خاص چیست

من به شما کمک می‌کنم:

در مرحله اول وقتی شما این 100 مرحله و هدف‌های کوچک را می‌بینید دچار ترس و واهمه از انجام آن می‌شوید و زمانی که یک‌قدم از این مراحل را طی می‌کنید، درواقع یک درصد از کار را پیشرفته‌اید که این به مقدار بسیار کمی به شما انگیزه می‌دهد، ولی وقتی شما این اصول را رعایت کنید به‌درستی می‌توانید به هدف بزرگ خود دست‌یابید و برای رسیدن به آن مبارزه کنید:
این زندگی شماست، مبارزه‌طلبی را بپذیرید

اصول زیر را در هنگام برنامه‌ریزی انجام نمایید:

•    برنامه‌ریزی بلندمدت خود را به برنامه‌های کوتاه‌مدت‌تر تقسیم کنید در مثال بالا به‌جای آنکه 100 مرحله را باهم ببینید، بر اساس اولویت‌ها و پیش‌نیاز و پس‌نیاز هر کارها، برنامه خودتان را به 10 برنامه کوتاه‌مدت 10 مرحله‌ای تغییر و برنامه‌ریزی نمایید. بزرگ‌ترین حسن این کار این است که  ذهن شما روی انجام همین 10 مرحله تمرکز می‌کند و هنگامی‌که یکی از قدم‌ها را انجام دهید درواقع 10 درصد برنامه کوتاه‌مدت خود را پیش برده‌اید که آن مورد به شما انگیزه می‌دهد

•    در پایان هر برنامه کوتاه‌مدت که برای انجام هر 10 مرحله آن زمان مشخص کرده‌اید، پس از پایان آن زمان به‌سرعت به مرحله بعدی نروید، به برنامه قبلی خود نگاهی بی اندازید و ببینید کدام مراحل را به‌صورت کامل طی کرده‌اید و یا کدام مراحل همچنان باقی‌مانده و شما آن‌ها را انجام نداده‌اید، باید خود را مکلف به انجام آن بکنید و دلایل انجام و یا انجام نشدن کارها را جستجو کنید، این کار به شما و برنامه شما نظم می‌دهد و شمارا منوط می‌کند که به برنامه‌ریزی خود پایبند باشید و حتی مراحلی که نیاز به پیگیری در حین انجام کارهای مراحل بعدی دارند را مدام در طول برنامه‌های کوتاه‌مدت بعدی بنویسید و آن‌ها را ببینید این کار موجب می‌شود هیچ‌چیزی از قلم نیفتد

•    برای پایان کامل هر قسمت 10 مرحله‌ای برای خود جایزه‌ای در نظرگیرید این کار به معنای یک جایزه مادی  نیست، آن کاری که بسیار دوست داشتید در طی این ده مرحله انجام دهید وی برای انجام آن زمان نداشتید، خود را تشویق کنید به انجام آن و حتماً برای خود تنبیه درستی را نیز در صورت درست انجام نشدن کار در نظرگیرید.

•    برنامه و هدف به معنای نوشتن  و قاب کردن آن و آویزان کردن آن بر روی دیوار نیست باید تبدیل به فرهنگ زندگی‌تان شود و شعار شما در حین انجام آن مشخص باشد.

این اصول درواقع مرحله بیان هدف است که شمارا با راز ماندگار آن آشنا کردم، این بیانه مأموریت شماست که بر اساس حدس  و گمان انجام نداده‌اید و برای هر مرحله برنامه اجرایی بر اساس واقعیت زمانی و مکانی خاص خودش در نظر گرفته‌اید. این بیان هدف نه‌تنها در زندگی شخصی خود ، بلکه در کسب‌وکار شما موجب چنان تغییرات و رشدی می‌شود که فکرش هم نمی‌توانید بکنید. من به شما این تضمین را می‌دهم چون اثراتش را در زندگی و کسب‌وکار خودم دیده‌ام و چیزی ست که به آن تعهد دارم.

در قسمت آخر مقاله مراحل هدف گذاری و گسترش هدف و تبدیل هدفمندی به یک عادت در زندگی را به شما معرفی می کنم که جای هیچ عذر و بهانه ای را برای شما باقی نگذارم که هیچ اطلاعاتی در این مورد نداشته باشید و بعد از آن می توانید خود را متعهد به انجام هدف و هدف گذاری در زندگی تان کنید ولی قبل ازآن این فیلم کوتاه انگیزشی را ببینید و وارد مرحله آخر شویم. بعد از دیدن فیلم شما می توانید قسمت آخر راز هدفمند مندی و رشد خود را با کلیک در این جا مطالعه کنید.

copydoodle arrows

برای کسب اطلاع و نحوه استفاده از این دوره لطفاً با شماره تماس 88608518-021 و 44381637-021 تماس حاصل نمایید.