چماق بهتر از هویج جواب میده (قسمت اول)

1 1 1 1 1

چماق بهتر از هویج جواب میده

اصطلاح Carrot and Stick  یا همان هویچ و چماق یک ضرب المثل انگلیسیه که در ۱۱ دسامبر ۱۹۴۸ برای اولین بار در مجله ی معتبر اکونومیست استفاده شد.این ضرب المثل در واقع نوعی سیاست استفاده ی همزمان از پاداش و تنبیه به حساب میاد که تقریبا در تمام حوزه ها از سیاست گرفته تا آموزش و پرورش کاربرد داره و یکی از رایج ترین اصطلاحات حوزه های مدیریت هم محسوب میشه.

خیلی از انسانها، دوست دارن زندگی بهتر و بی دردسرتر یا کم دردسرتری داشته باشن.برای همینه که روز به روز سعی میکنن تغییرات مثبت ایجاد کنن.اما در عالم واقعیت که با عالم آرزوها خیلی متفاوته این تصمیم ها به ندرت عملیاتی میشه و در نتیجه اکثرا بدون هیچ تغییر خاصی زندگی آدمها به اتمام میرسه.

یکی از دلایل اصلی این که نمیتونیم تغییر کنیم ، فکر کردن به پاداش یا همون هویجه !!! مثلا میگیم اگه من زبان انگلیسی یاد بگیرم خوب راحت تر کار گیرم میاد پس بهتره زبان انگلیسی یاد بگیرم یا اگه وقت بیشتری به خونوادم بدم ، رابطه هامون بهتر میشه و اگه صاحب بچه هستیم تاثیر مستقیم و زیادی درارضای نیازهای روحی بچمون میتونه داشته باشه.
لذا تصمیم میگیریم کم کم عادتهای خوب رو جایگزین عادتهای بدمون کنیم.شاید به همین خاطره که جملاتی که سرشار از امید و پیشرفتهای گام به گامه طرفداری زیادی داره.
مثلا حتی اگه روزی ۱ درصد تغییر کنی در طول یکسال کلی تغییر میکنی. یا اگه روزی ۱۰ دقیقه زبان بخونی در ۱سال کلی زبان یاد میگیری.

چماق بهتر از هویج جواب می دهد

متاسفانه تجربه های شخصیم به من میگه، هر چند این طرز تفکر خیلی خوبه، اما جواب نمیده.نه پاداش و تشویق میتونه انگیزه ی محکمی بده و نه حرکت گام به گام و درصد به درصد باعث تغییرات اساسی بشه!!!

لطفا زود قضاوتم نکنید، سعی کنید دلایلم رو بخونید و یکم فکر کنید ، بعد اگه مخالف بودین هیچ اشکالی نداره ، حتما دلایلتون رو به منم بگین.اول میرم سراغ دلیل اینکه تغییرات گام به گام نمیتونه روش خوبی برای تغییر باشه.و بعد دلایلم رو در مورد اینکه چرا چماق یا همون تنبیه بهتر از هویجه براتون مینویسم.

قبول دارین که بدن و روح ما انسانها مشابه یه سیستم عمل میکنه؟خوب من چندین سال در سیستم های مختلف کار کردم. تغییرات گام به گام و درصدی در یک سیستم معمولا جواب نمیده. به همین دلیله که کارشناسان سیستم های اداری و مشاوران و مدیران بزرگ و موفق جهان معمولا برای موفقیت وایجاد تغییر هیچوقت به سمت تغییرات گام به گام و درصدی نمیرفتن و از اصطلاح Root surgeryیا جراحی ریشه ای استفاده میکنن.

یعنی کل سیستم رو زیرو رو میکردن و تغییرات بسیار بزرگ و رو در زمان بسیار کوتاه انجام میدادن و صد البته تبعات جراحی عمیق ، مثل درد و عفونت و سوزش و سایر مسایل رو هم تحمل میکردن ، اما در نهایت تغییر مد نظر رو شکل میدادن.
یکی از مدیرانی که منو به شدت تحت تاثیر قرار داده و شاید بتونم ادعا کنم، سخنرانی، کتاب و یا حتی نامه ای ازایشون نباشه که من نخونده یا نشنیده باشم، آقای جک ولش، مدیر عامل سابق جنرال الکتریک آمریکاست.در مدت ۱۰ سال مدیریت جسورانه ی خودش در شرکت جنرال الکتریک نزدیک ۴۰ هزار نفر رو از جنرال الکتریک اخراج کرد و با ایجاد شعار (اولین یا دومین) و پیروی سر سختانه از این شعار بسیاری از کسب و کارهای این غول اقتصادی رو تعطیل کرد و با تمرکز بر حوزه هایی که حرف اول یا دوم رو میتونست در جهان بزنه تغییرات بنیادین عظیمی در این شرکت ایجاد کرد.

چماق بهتر از هویج جواب میده

تمام شرکتها و سیستم های موفق جهان بدون استثنا وقتی خواستن تغییر کنن، تغییرات بزرگ در کوتاه مدت انجام دادن و شرکتها و سیستم هایی که تغییرات کوچک و گام به گام رو پیش گرفتن معمولا به نتیجه ی مد نظر نرسیدن.اینا رو توضیح دادم تا بگم که بدن ما انسانها هم مشابه این سیستم عمل میکنه و اگه واقعا میخوایم تغییر کنیم باید تمام اجزای این سیستم تغییر کنن و تغییرات جداگانه نتیجه نمیده چون بدن ما کاملا با هم ارتباط داره.مثلا: خیلی از ماها تصمیم میگیریم که صبح زود بیدار بشیم.

به خودمون میگیم امروز ۱۰ دقیقه زودتر بیدار میشم، فردا ۱۵ دقیقه زودتر و قس علیهذا.خوب روز اول ۱۰ دقیقه زودتر بیدار میشی و روز بعد هم ۱۵ دقیقه زودتر و شاید تا چند روز بعدش هم بتونی ادامه بدی، اما یکباره میبینی که دیگه حوصله نداری و ترجیح میدی زیر پتوی نرم و گرمت یکم بیشتر استراحت کنی تا اینکه بخوای نیم ساعت زودتر بیدار بشی! چرا؟؟؟

چون شما نمیتونی فقط از چشمات توقع داشته باشی که صبح زودتر باز بشه اما سایر اعضای بدنت دچار تغییر نشن.برای اینکه بتونی زودتر بیدار بشی، اول باید مغزت و ضمیر ناخودآگاهت این مسله رو قبول کنه و بپذیره که این پذیرش مستلزم داشتن یه اراده ی خیلی قوی و دلیل کاملا موجه.بعد جسمت که حد اقل به ۷ ساعت خواب نیاز داره باید بتونه زودتر به رختخواب بره تا زودتر از خواب بیدار بشه.برای اینکه زودتر خوابت ببره باید خیلی زودتر شام بخوری تا با شکم پر نخوابی.برای اینکه زودتر بخوابی باید خیلی از شب نشینها و خوش گذرونی هاتو تغییر بدی.میبینی؟

برای یه تغییر ساده، باید کل سیستم تغییر کنه تا بتونی موفق بشی.بر اساس این دلایل و تجربه های شخصی اعتقاد دارم، اگه میخواین تغییر کنین باید یکدفعه و با عزم راسخ تغییر کنید
و پس از شروع تغییر تمام سیستمون رو در راستای اون تغییر تنظیم کنید.التبه سعی میکنم در قسمت دوم مقاله به راه حلهایی برای انجام درست این تغییرات هم اشاره کنم.

حالا دلایل اینکه چرا چماق بهتر از هویجه.

یک فرزند که  ۳ سال و نیم سن داره. ممکنه  به شدت علاقه داشته باشه  که به کتری روی گاز دست بزنه و هر بار که ما منعش میکنیم و یا با یه بستنی، شکلات یا اسباب بازی تطمیعش میکردیم( هویج) تا دست نزنه برای چند دقیقه ای خوب بود اما بعد دوباره میرفت سراغ کتری.
اما یه بار که بره سراغ کتری و شما چیزی بهش نگین  و اونم خدایی نکرده یه مقداری دستش بسوزه متوجه میشه که دست نزدن به کتری به خاطر داغ بودنش خیلی بهتر از دست زدن به اونه . بعد از اون ماجرا دیگه سمت کتری نمیره. چرا؟ چون با تمام وجودش عاقبت دست زدن به کتری رو درک کرده.(چماق)

اون همه پاداش و هویج فایده نداشت، اما تنها ۱ بار چماق باعث شد تا تغییری که ما روزها دنبالش بودیم در یک لحظه ایجاد بشه.حالا بریم سراغ مثال زبان انگلیسی که در ابتدای مقاله خواستیم با هویج یاد بگیریم.

ممکنه به خاطر اینکه شغل بهتری پیدا کنید و یا اینکه درآمد بهتری داشته باشید کلاس زبان هم ثبت نام کنید و چند ترمی هم بخونید، اما به نظرم این موضوع به قدر کافی باعث ایجاد انگیزه و یادگیری نمیشه.حالا اگه از زاویه ی چماق نگاه کنید. تصور کنید، در صورتی که در مدت زمان ۶ ماه زبان انگلیسی یاد نگیرید،کارتون رو از دست میدین، یا یه نفر دیگه میارن و جایگزینتون میکنن، یا سمت مدیریت رو به همین دلیل بهتون نمیدن،به نظرتون میرین دنبال زبان یاد گرفتن؟ به نظر من یادگیری زبان بعد از تصور و درک از دست دادن شغلتون اولین اولویت شما میشه و خیلی سریع تر یاد میگیرین.اگه بتونین تصور و درک کنین که عدم اختصاص وقت به خونوادتون باعث کم عمق شدن رابطه بین شما و همسترتون و
بچه هاتون میشه و ممکنه اونها رو به سمت گروه های تلگرامی و در نهایت دوستی های مخرب سوق بده، اطمینان دارموقت بیشتر و با کیفیت تری به خونوادتون میدین. چون تصور از دست دادن کانون خونواده خیلی موثر تر از گرمتر شدن کانون خانوادست.

البته من نمیخوام کل مقاله فقط از حدس و تجربه های خودم بگم، این موضوع در آزمایش های روانشناسی مختلف هم اسم داره  defensive Pessimisim  یعنی بدبینی ثابت شده و حتی روانشناسا برای این رفتار اصطلاحی دارن که تدافعی.
تو این حالت آدمها سعی میکنن در مقابل مسایل منفی و بد به شدت حالت تدافعی به خودشون بگیرن و هر جور شدهاز بروز این حالت جلوگیری کنن.

آقای Adam Grant در کتاب  Originals هم این مسله رو بسیار زیبا بیان میکنه و میگه:

فقط کافیه شما احساس کنید به علت هوای بد ممکنه تو جاده تصادف کنید، در اینصورت تمام آمادگی لازم و تغییرات لازم رو به کار میگیرین، ترمز ها رو دقیق چک میکنید، باد لاستیکها رو درست اندازه میگیرید، وسایل احتیاطی مثل زنجیر چرخ و … رو همراه خودتون میبرید و خلاصه تمام تلاشتون رو میکنید تا تصادف نکنید.شاید یکی از دلایلی که قرآن کریم در کنار اون همه آیات مملو از رحمتش از آیه های قهر آمیز وعذابهای سخت و طولانی یاد میکنه همین عادت انسانها باشه که چماق تاثیر گذاری بیشتری داره.
در واقع اگه بتونیم عاقبت و نتیجه ی منفی تغییر ندادن عادتها و رفتارمون رو درست درک کنیم ، خیلی زودتر و راحت تر تغییر میکنیم.پس لطفا به نتایج منفی عادتهای بدمون بیشتر فکر کنیم تا راحت تر و زودتر بتونیم تغییرشون بدیم.برای خواندن قسمت دوم مقاله اینجا را کلیک کنید

برای کسب اطلاع و نحوه استفاده از دوره های آموزشی و خدمات مشاوره من می توانید ازطریق  شماره تماس 88608518-021 و 44381637-021 تماس حاصل نمایید.