موفقیت در کسب وکار از اقدام تا عمل با استفاده از مدل AIDA، با محور خلاقیت، قسمت سوم

1 1 1 1 1

موفقیت در کسب وکار از اقدام تا عمل AIDA

 یعنی ما باید فرهنگ طغیان علیه چیزهایی که به‌صورت متحجرانه آن‌ها را حتمی می‌دانیم داشته باشیم. ولی وقتی فرزند ما می‌بیند خود پدر و مادر چشم‌انداز و آرمان‌هایی قابل‌لمس برای خود ندارند و چرخ گردون زمان هر کدام ازآن‌ها را به جایی که الآن در آن هستند رسانده است و از شغل و حرفه خود احساس رضایت نمی‌کنند، او نیز نمی‌تواند این مهم را برای خود بنا نهد،  پدرها و مادرها باید برای ساختن خلاقیت در فرزندانشان، این اصول را بدانند و آن‌ها را به فرزندانشان نیز انتقال دهند:

1-درس گرفتن از شکست‌ها

2- یادگیری شتابان

3- هنر فراموش‌کاری

4- یادگیری از اقدام

5-  پارادایم شکنی

6- اقدامات کوچک، تغییرات شگرف

آدم‌های خلاق شکست را نمی‌پذیرند بلکه چیزی را می‌آموزند

و این حس از همان کودکی توسط پدر و مادرها در فرزند ایجاد می‌شود، شما هم برای ایجاد خلاقیت، سؤال گر باشید، مثلاً از فرزند خود  بپرسید: بابا چرا صندلی چهارپایه دارد، می‌توانی صندلی دیگری را یک‌جور دیگر بکشی، وقتی دیدید فرزندتان شروع به تفکر کردن کرد، نگویید صندلی مثلاً پشتی می‌خواهد، به او بگویید چه گونه می‌توان این را به صندلی راحت‌تری تبدیل کرد، بگذارید تخیل فرزندانتان و آن چیزی که خود او لمس کرده را به یاد بیاورد، سعی کند خودش را روی صندلی احساس کند و ببیند چگونه می‌تواند بر روی آن راحت باشد. تا می‌توانید برای فرزندتان داستان تخیلی بخوانید

یادگیری شتابان امروز دنیا منتظر ما نمی‌ایستد

سرعت تغییرات آن‌قدر بالاست که با چندین عصر دیگر قابل‌مقایسه نیست، این عکس را می‌شناسید

موفقیت کسب و کار با مدل AIDA

معرفی می‌کنم دوستان علاف ما، علاف‌ها کسانی بودند که در قدیم در بازار برای اسب و وسیایل تردد مشتریان در بازار علوفه تهیه می‌کردند و چون تا زمانی که مشتری به بازار نمی‌آمد آن‌ها کاری نداشتند و بیکار بودند به آن‌ها علاف گفته می‌شد، ولی تا زمانی که همین علاف‌ها جایشان را به پمپ‌بنزین‌ها بدهند.

یا نعل‌بندان

موفقیت در کسب و کار با مدل AIDA

جای خودشان را به آپارتی‌ها بدهند

موفقیت در کسب و کار

ما خیلی زمان داشتیم و  می‌توانستیم خودمان را با شرایط وفق دهیم ولی از زمانی که آرزوی ما داشتن فلاپی دیسک‌ها برای نگهداری عکس‌ها و مطالب مان بود، چه قدر زمان گذشته حتی بچه‌های ما آن‌ها را ندیده‌اند و حال کسانی که تعمیرکار فلاپی دیسک ها بودند به‌سرعت جایشان را به سیدی درایوها، دیوی دی درایوها دادند و دیگر داشتن دانش در مورد فلاپی دیسک‌ها موردنیاز نیست و کسانی توانستند در این عرصه به کسب‌وکارشان ادامه دهند که دانش بزرگ‌تری نسبت به چیزهای جدید دارند، متأسفانه چیزی که امروز در کشورمان زیاد می‌بینیم تقلید از دیگران  است که ثمره آن می‌شود نداشتن جامعه‌ای خلاق و موفق و عدم بسترسازی درست آن .

 ولی با این کار شما می‌توانید به‌درستی با کسب آگاهی و اطلاعات درست، مرحله بعد را انجام نمایید که این راه با میزان علاقه و میل شما همخوانی دارد، چون تنها چیزی که شمارا درراه موفقیت حفظ می‌کند و موجب می‌شود از این مسیر سخت خارج نشوید و عقب ننشینید، میزان علاقه و عشق شما به راهتان و اهدافی ست که برای خودتان نیاز دارید که در مقاله دیگری به نام زدن کلیدهای علاقه آن را بیان نموده‌ام.لطفاً قدم‌های اول و دوم را به‌درستی  بردارید

 

آرزو و آمال

هنگامی‌که شما قدم‌های اول و دوم را به‌درستی انتخاب کردید و با علم به اینکه راهتان دارای چه محاسن و چه مشکلاتی ست و تضادهای موردنیازتان را پیدا کردید و بعد متوجه شدید که این راه، راهی ست که شما به تمام عناصر آن وابسته هستید و نمی‌توانید بدون آن به زندگی خود ادامه دهید، درنتیجه در جهت باورها و علایق تان فرهنگ باور و طوقی‌های زندگی‌تان را پیدا می‌کنید، یعنی اجازه می‌دهید که فرهنگ امید در فضای تخیل و باورهای شما رشد کند و برای دست‌یابی به اهدافتان به آرزوهای زندگی‌تان جامعه عمل می‌پوشانید و در این هنگام  است که هیچ‌کسی نمی‌تواند شمارا از مسیرتان خارج کند، حواستان به خرچنگ‌های زندگی‌تان باشد، داستان از این قرار است که در دریای کارائیب نوعی خرچنگ زندگی می‌کند که به دام انداختن آن بسیار مشکل است، ولی مردم آن ناحیه برای به دام انداختن آن‌ها روشی را ابداع کرده‌اند، روش بسیار ساده است، یک توری فلزی با یک دریچه و یک طعمه که در وسط آن آویزان است،  و دیگر هیچ‌چیز، مابقی کار را خرچنگ‌ها خودشان انجام می‌دهند .

موفقیت در کسب و کار

خرچنگ اول برای خوردن طعمه وارد قفس می‌شود، همان‌طور خرچنگ دوم و بعد از مدت کوتاهی قفس تبدیل می‌شود به جشنواره خرچنگ‌ها، نکته جالب‌توجه آن است که هنگامی‌که طعمه نیز به پایان می‌رسد هیچ خرچنگی از قفس بیرون نمی‌رود، می‌دانید چرا؟ چون خرچنگ‌های دیگر با چنگال‌هایشان او را به پایین می‌کشند و اگر مقاومت کند او را می‌کشند، داستان برایتان آشناست، این داستان هرروز ما انسان‌هاست که در چنگال خرچنگ‌های زندگی‌مان گیرکرده‌ایم، ولی آن‌ها به‌جای چنگک ابزار قدرتمندی مانند زبان، تمسخر، خندیدن و کنایه و نیشخند کردن دارند برای آنکه شمارا از مسیرتان دور کنند

copydoodle arrows

آن‌ها این کار را برای شما نمی‌کنند درواقع دنبال این هستند که با پایین کشیدن شما، بزدلی و ترسو بودن خودشان را پنهان کنند، مگر نه آن‌ها هم می‌دانند راه شما درست است، ولی برای اینکه جسارت و توان شمارا ندارند و دلشان نمی‌خواهد بعد از مدتی شما بزدلی‌شان را به آن‌ها نشان دهید، شمارا پایین می‌کشند این کار برای آن‌ها راحت‌تر است.

یاد جمله زیبای گاندی افتادم که می‌گفت، آن‌ها در ابتدا شمارا مسخره می‌کنند و به شما می‌خندند و بعد با شما مبارزه می‌کنند و بعد این شما هستید که به آن‌ها می‌خندید و پیروز می‌شوید، این خرچنگ‌ها فقط افراد غریبه‌ نیستند که در مدار زندگی ما قرارگرفته‌اند، آن‌ها خانواده ما، دوستان ما و همکاران مان هستند، هنگامی‌که می‌خواهید چشم‌اندازی برای خود آماده کنید باید بدانید:

1- تغییر یافتنی هستید

2- باید آرمان‌هایتان را باور بکنید

3- ثبات قدم داشته باشید اگر شما در مسیری که می‌خواهید بروید ثبات قدم نداشته باشید و با کوچک‌ترین مشکلی از مسیرتان خارج شوید این یعنی خودتان باورهایتان را نپذیرفته‌اید و حتی نمی‌دانید این کار را قرار است برای چه کسی انجام دهید و این‌گونه وقتی به خودتان احترام نگذارید مورد بی احترامی دیگران نیز قرار خواهید گرفت.

4- امید داشته باشید یعنی بدانید شما در مسیر دست‌یابی به خداوند قدم گذاشته‌اید و او شمارا آزمایش خواهد کرد و در آخر به شما جواز حکومت بر دنیای بیکران درونتان را خواهد داد.

مانند آن دسته از سربازان که برای انجام یک رزمایش، در طوفان گرفتار شده بودند، چند روزی گذشت و آن‌ها از شدت گرسنگی و تشنگی، در حال تلف شدن بودند که ناگهان‌ یکی از آن‌ها نقشه‌ای را در کیفش پیدا کرد و آن‌ها با آن نقشه توانستند از طوفان خارج شوند، بعدازآنکه دیگران از آن‌ها پرسیدند چگونه از این مشکل جان سالم به دربردید، آن‌ها نقشه را نشان دادند، وقتی آن را موردبررسی قراردادند متوجه شدند اصلاً این نقشه برای این مکان و مسیری که آن‌ها از آن رهایی پیداکرده بودند نبوده، نقشه یعنی امید.

یعنی چیزی که قرار است شما دیگر زندگی‌تان را مدیریت نکنید، مدیر در علم مدیریت یعنی، نگهدارشت وضع موجود و سعی و تلاش برای حفظ وضعیت فعلی، قرار است شما آغاز گران زندگی‌تان یعنی رهبر زندگی‌تان باشید و خاصیت رهبر یعنی گرایش به تغییر و همگرا کردن تمایلات پیروان در جهت آرمان‌های جدید

مانند داستان طوقی و پرندگان، در ادبیات فارسی داستان‌ها و مثل‌های زیادی، برای تغییر نگرش ما وجود دارد، زمانی که طوقی و پرندگان در دام صیاد اسیر شدند ،هرکدام از پرندگان برای فرار شروع به بال زدن در مسیر خودش می‌کرد و این کار یعنی خنثی کردن نیروی همدیگر که هرکدام یکی در شرق، یکی در غرب، یکی دیگر به شمال و جنوب پر می‌کشیدند، در این زمان طوقی گفت صیاد در حال رسیدن است، بیاید باهم در یک‌جهت شروع به پر زدن و بالا بردن دام از روی زمین‌کنیم که این اتفاق نیز افتاد و دام از زمین بلند شد، طوقی درون تان را پیدا کنید و از تمامی نیروهای خود در جهت رسیدن به اهدافتان استفاده کنید، دامی که شمارا به زمین‌گیر داده است فیزیکی نیست چیزی ست که شما خودتان پهن کرده‌اید و خودتان نیز توانایی برون‌رفت از این مشکل را دارید

بند بر پا نیست بر جان‌ودل است        مشکل اندر مشکل اندر مشکل است

اقدام و عمل

 امروز دیگر روزی نیست که شما منتظر بمانید ببینید کسی که وارد یک مسیری می‌شود چه بلایی سرش می‌آید و اگر خوب بود شما هم راه او را تقلید کنید امروز مانند قرار گرفتن در یک اتاق تاریک است که شما برای دست‌یابی به بزرگ‌ترین شانس زندگی‌تان باید از آن عبور کنید، یک اتاق تاریک که هیچ روشنایی ندارد و این اتاق تاریک در سر راه همه ما قرار دارد، اگر شما نتوانید در زمان مناسب این مسیر را طی کنید مسلماً افراد دیگر زودتر از شما این شانس را می‌ربایند، شما در این اتاق تاریک نباید به این فکر کنید که الآن رقیب تان کجاست، باید فقط به راهتان فکر کنید، چه‌کار می‌کنید، کورمال‌کورمال با دست زدن به محیط تان از آن‌ها چیزهایی را دریافت می‌کنید که این الآن دیوار است، این سنگ است، این‌یک کمد است، یعنی بازخور و اقدام و در این وسط شما با تمام توان نیروهایتان را جمع می‌کنید که از ابزاری به نام خلاقیت استفاده نمایید تا مسیر را پیدا کنید.

بابت این تغییرات بزرگ که در حول محور زندگی ما رخ می‌دهد باید به این فکر کنید که پارادایم‌های که همه آن را قبول دارند چیست، می خواهم در مورد آلفرد استوان رییس کمپانی جنرال موتورز با شما صحبت کنم، کسی که خودش هم به خاطر عدم درک درست از تغییرات محیطی مانند جنگ 6 روزه اعراب و اسراییل، کمپانی جنرال موتورز را وارد تهدید و شکست بزرگی کرد، این هم یکی دیگر از افراد بزرگ که او هم شکستی بزرگ در پرورنده زندگی خودش دارد،در جلسه ای که همه مدیران کمپانی او بر سر یک موضوع، متفق القول هم عقیده بودند او اعلام کرد جلسه را به روز دیگری موکول می کنیم شاید تا آن روز کسی پیدا شود که مخالف جریان فعلی باشد، اگر یک مدیر کوچک بود می‌گفت سریع، صورت‌جلسه کنید تا آن را اجرایی کنیم، ولی یک رهبر بزرگ در پی تفکر خلاق و نگاهی به دیگر پارادایم‌هاست.

اگر در طول زندگی‌تان متوجه شدید که همه افراد روی یک موضوع به یک نتیجه مشترک رسیدند، به آن موضوع شک کنید و آن را نقد کنید، چون هرکدام از ما دارای دید متفاوت به یک موضوع هستیم و از دریچه نگاه خودمان به موضوع نگاه می‌کنیم، چون ما انسان‌ها به خاطر وضعیتی که داریم تفکرمان به آن موضوع متفاوت است، در یک آزمایش، دانشمندان از بچه‌های یک مدرسه پرسیدند برای مراسم آخر هفته و برای پذیرایی دو نوع انتخاب دارید، یکی کیک شکلاتی و دیگری موز و شکلات، در هنگام سؤال پرسیدن 70% موز و شکلات را انتخاب کردند، ولی هنگامی‌که روز مهمانیفرا رسید، 85% کیک شکلاتی را امتحان کردند، این قضیه یعنی درگیر شدن با فشار حال که ما در علم بازاریابی و نحوه مهندسی فروش در سیستم ها خیلی به آن می‌پردازیم، مثلاً ما می‌دانیم که باید برای آینده‌مان پول پس‌انداز کنیم و با علم به این مورد هنگامی‌که کل پول را در اختیارمان قرار دهند آن را خرج می‌کنیم.

یا کسی را می‌بینیم که در یک مهمانی ساکت نشسته است و فکر می‌کنیم او چه قدر آدم ساکت و مهربانی ست، درصورتی‌که او ممکن است به خاطر اینکه پایش پیچ‌خورده باشد و یا دوست سابقش را با یک نفر دیگر دیده باشد در این وضعیت قرارگرفته باشد، این خبر خوبی ست یعنی مردم در شناسایی ما آن‌قدر تنبل هستند که همان چیزی را که می‌بینند باور می‌کنند، هنگامی‌که شما لبخند به لبتان می‌آورید بااینکه شاید در وضعیت روحی مناسبی برای انجام این کار نباشید، دیگران شمارا آدم خوش‌رو و خوش برخوردی می‌بینند، از این مثال‌ها بسیار زیاد است، ولی اگر نگرش تغییر پارادایمی نبود امروز شما همچنان با سیستم داس و فلاپی دیسک‌ها کار می‌کردید و یا با تمام علاقه‌تان به نوشابه نمی‌توانستید آن را بخورید تا نوشابه بدون قند تولید شد و اصلاً نمی‌توانستید بدون هزینه با تلفن همراهتان در سفرهای کاری‌تان با خانواده‌تان صحبت کنید.

موفقیت در کسب و کار

اگر فرزندتان اشتباهی کرد که در آن متحمل زیان مالی شدید به‌جای دعوا کردن با او از درونتان خوشحال باشید که این هزینه را صرف آموزش به فرزندتان  کرده‌اید ولی راه و اندیشه او را در جهت اصلاح رفتارش به او بیاموزید، مانند داستان شخصی که بابت یک تصمیم اشتباه، موجب شد خسارت میلیون دلاری به شرکتی وارد شود و بعدازاینکه او داشت وسایلش را جمع می‌کرد به او خبر دادند ریاست هیئت‌مدیره با شما کار دارد، او گفت می‌دانم اشتباه بزرگی کرده‌ام دارم وسایلم را جمع می‌کنم که بروم، رییس در آن موقع گفت، تو نیروی خوب ما هستی، من این هزینه را ندادم که کس دیگری هم که قرار است به‌جای تو بیاید دوباره مرا متحمل این ضرر کند، ولی در خیلی از سازمان‌های ما وقتی قرار است وارد شوی، می‌گویی از فردا من می‌روم و آنجا را با ایده‌هایم دگرگون می‌کنم، این کار را می‌کنم، آن کار را می‌کنم، بعد از مدتی متوجه می‌شوی که یک عده زامبی اطرافت را گرفته‌اند و بعد از مدتی شما هم تبدیل به زامبی می‌شوی که منتظر هستی کس جدیدی بیاید و شما به او بخندید.

فکر می‌کنم متوجه شدید که در بسیاری از شرایط زندگی ما با برعکس انجام دادن قیف رشد، ما اول با توجه به درک نادرست از عوامل محیطی و تقلید از دیگران، به اقدام و عمل می پردازیم و بعد برای اینکه بتوانیم به خودمان امید دهیم شروع می‌کنیم به حسرت خوردن به دیگران که چرا آن‌ها موفق شدند ولی من نشدم و بدون هیچ انگیزه‌ای دست می‌بریم به آرزو کردن و خیال‌پردازی و بعد متوجه می‌شویم که اصلاً این راه با هیچ‌کدام از توانایی‌ها و استعدادهای ما و محدودیت‌های ما همخوانی ندارد، یعنی تازه شروع می‌کنیم  به کسب اطلاعات و آگاهی از مسیر، که می‌شود همین چیزی که ما در زندگی‌مان تجربه می‌کنیم.

موفق و پیروز و باشید

محمدحسین مهریزدان

برای کسب اطلاع و نحوه استفاده از دوره های آموزشی و خدمات مشاوره من می توانید ازطریق  شماره تماس 88608518-021 و 44381637-021 تماس حاصل نمایید.